X
تبلیغات

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس

 دام ایران
دام ایران
وبلاگ دانشجویان دامپزشکی 
قالب وبلاگ
 

بيست وسومين شماره از مجله تخصصي دامپزشكي دانشگاه آزاد اسلامي واحدتبريز (آسيب شناسي درمانگاهي دامپزشكي) با تيـراژ يك هزار جلد به چاپ رسيد.
به گزارش دفتر روابط عمومي دانشگاه آزاداسلامي واحدتبريز، نشريه تخصصي دامپزشكي اين دانشگاه  با تأييد مديركل دفتر سياست گذاري و برنامه ريزي امور پژوهشي به آسيب شناسي درمانگاهي دامپزشكي تغيير نام يافت .
دراين شماره از مجله موضوعاتي نظير : وضعيت سل دامي در ايران و راهكارهاي مناسب جهت كنترل آن،كم خوني هموليتيك ناشي از مسموميت تجربي با پياز در گوسفند قزل ايراني،مطالعه الكتروليت هاي سرم و مايع آسيت در جوجه گوشتي مبتلا به سندرم آسيت،بررسي مقادير سرمي هورمون لپتين،بتاهيدروكسي بوتيرات،گلوكز،كلسترول وتري گليسريد در گاوهاي هلشتاين مبتلا به كتوز تحت باليني و... ارائه شده است.
مدير مسئول اين نشريه دكتر ودود رضويلر ، سردبير آن دكتر داريوش مهاجري  ،مدير داخلي دكتر علي حسن پور، ويراستار انگليسي دكتر داود كاظمي و مشاور آماري بر عهده دكتر حميد ميرزايي مي باشد.
همچنين دكتر علي رضايي،دكتر علي حسن پور،دكتر ايرج سهرابي حقدوست،دكتر داريوش مهاجري،دكتر محمدقلي نادعليان،دكتر سعيد نظيفي ودكتر احمد نعمت الهي اعضاي هيئت تحريريه اين نشريه مي باشند.
خاطرنشان مي گردد،اين نشريه با مجوز دفتر گسترش علوم دانشگاه آزاد اسلامي ، به صورت فصلنامه منتشر مي شود و درپايگاه استنادي جهان اسلام(ISC ) ومركزاطلاعات علمي جهاد دانشگاهي(SID ) نمايه شده است.


برچسب‌ها: مجله دامپزشکی
[ شنبه هفدهم فروردین 1392 ] [ 10:19 ] [ صهیب شقاقی ]
گفتگوی خواندنی با دکتر محمد نوری / استاد دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران : شاگرد نوه گراهام بل بودم / تأسف خوردم که عمرم را در دانشگاه تهران تلف کردم!
در منزل حیوان نگه می داشتیم به همین دلیل من به حیوانات و دامپزشکی علاقه داشتم / خیلی تاسف خوردم که عمرم را در دانشگاه تهران تلف کردم. برای اینکه دانشگاه تهران در سطح یک واکسیناتور هم به من چیزی یاد نداده بودند...

حکیم مهر - گفتگوی حکیم مهر با دکتر محمد نوری، استاد دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز – متخصص بیماریهای داخلی دامهای بزرگ

در ابتدا بفرمایید متولد چه سالی هستید و اهل کجا؟

1330- اهواز

چند فرزند دارید و تحصیلاتشان چیست؟

دو تا...جراح مغز و اعصاب و دانشجوی فعلی علوم ازمایشگاهی

ورودی چه سالی بودید؟
48

کدام دانشگاه؟

تهران

در بستگان و آشنایان شما هم فردی بود که دامپزشک باشد یا سبب علاقمندی شما به این رشته شود؟خیر
چه سالی فارغ‌التحصیل شدید؟

54
چه شد که دامپزشکی را انتخاب کردید؟

در منزل حیوان نگه می داشتیم به همین دلیل من علاقه داشتم.

یعنی اینطور نبود که پزشکی رتبه نیاورید و دامپزشکی بروید؟

نه.انتخاب اولم دامپزشکی بود.
خب نظرتان درباره دامپزشکی چیست؟

 در مملکت ما یا جای دیگر؟

اول مملکت ما ، بعد جای دیگر...

در مملکت ما دامپزشکی یک رشته ای هست که هیچگونه برنامه ای برای ان ریخته نشده. در دنیای پیشرفته دامپزشکی یک رشته ای هست که اساس اقتصاد خیلی از کشور ها را می سازد و به عنوان یک شغل جهانی  ان را می دانند و یک سال، سال 2011 را به اسم سال دامپزشکی مطرح کردند.

برای همین اهمیت آن بسیار مهم است در کشورهایی که اقتصادشان روی دامپروری می چرخد و یک اقتصاد پایه ای و بنیادی دارند.

تعداد افراد ورودی دکتری عمومی خود را به یاد دارید؟

50تا
چند خانم، چند آقا بودید؟

یادم نیست. حدود 8 تا 9 خانم بودند.

تعداد ورودی را به این دلیل پرسیدم تا به این بهانه نظر شما را درباره افزایش تعداد دانشکده‏های دامپزشکی و دانشجویان این رشته جویا شوم. آیا با این موضوع موافقید؟

ان وقتی که من وارد شدم فقط یک دانشکده دامپزشکی در ایران بود.سال 1348. ان هم سالی 50 تا 55 تا حداکثر می گرفت و روی اموزش تا اندازه ای ، نمی گویم خیلی، نظارت می کردند.اگرچه وقتی بعد رفتم خارج از کشور ،دانشگاه تهران را مقایسه کردم با ان دانشگاه هایی که من در ان ها رفتم خیلی تاسف خوردم که عمرم را در دانشگاه تهران تلف کردم. برای اینکه دانشگاه تهران در سطح یک واکسیناتور  هم به من چیزی یاد نداده بودند.

آیا این تعداد زیاد فارغالتحصیلان رشته دامپزشکی فرصت است یا تهدید؟

این هم مثل همه ی دیگر...اگر برایشان برنامه ریزی داشته باشید حتی این تعداد کم است. ما یک کشوری هستیم که می توانیم دامپروری قوی داشته باشیم. ولی به دلایلی که خودتان شاید شاهد هستید دامپروری نداریم.دامپروری ما ازبین رفته است. یک چیز سنتی داریم.اگر برای دامپروری برنامه ریزی شود می تواند تعداد بسیارزیادی افراد...چند میلیون را به خود اختصاص دهد.

دامپزشکی چطور؟

ببینید.ان وقت ما به تعدادی دامپزشک احتیاج داریم با سطح متفاوتی از اطلاعات .من همیشه این را می گویم، بهتر است از دانشجویانی که فارغ التحصیل و دو سه سال وارد بازار کار ایران شدند یک نظرخواهی کنند و بگویند این مطالبی که در دانشکده ها به شما درس داده شد چقدر کاربردی است؟!

دقیقا...سیستم اموزشی مشکل دارد.

(خنده)
چند نفر شاخص از هم ورودی‌های خودتان نام میبرید؟

خانم دکتر نیک بین استاد دانشگاه ،Tufts امریکا همکلاسم بودند. رییس دانشکده علوم تغذیه ی دانشگاه تافتس نیز هستند .

Director of the Nutritional Immunology Laboratory now leads the Jean Mayer USDA Human Nutrition Research Center on Aging

خب دیگر...

ما سه نفر بودیم که وزارت علوم ما را خارج کشور فرستاد.سال 1357. من ، خانم دکتر نیک بین و اقای دکتر جواد قره‌گوزلو استاد پاتولوژی  دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران

انقلاب که شد بورس ما قطع شد.خانم دکتر نیک بین ماند. من ماندم. اقای دکتر قرگوزلو برگشت.من تمام کردم برگشتم.خانم دکتر نیک بین تمام کرد ، برنگشت! الان شاید اگر به اتاقشان بروید ببینید که از یک رییس جمهور بهتر از ایشان استقبال می شود.(خنده).اینجا هم اتاق ما هست که شما می بینید!
در میان اساتیدی که داشتید یکی دو نفر را نام ببرید که از نظر علمی یا اخلاقی یا هردو به ایشان علاقه داشتید؟

بهترین استاد دوره ی دکترای عمومی ام را اقای دکتر رضا نفیسی می دانم.چون از ایشان خیلی چیز یاد گرفتم.استاد بیوشیمی ما بودند.

ریاست دانشکده دامپزشکی  آن موقع چه کسی بود؟

اقای دکتر رفیعی که مدال لوژیون دونور فرانسه را داشتند.یعنی مدالی که شارل دوگل نیز آن را  آن را داشت.

و اقای دکتر نشاط.

در دانشکده بیشتر به چه درسی علاقه داشتید؟

داخلی دام های بزرگ

من به کلینیک حیوانات کوچک خیلی کم می‌رفتم و به جای ان دام های بزرگ می رفتم.
موضوع پایان نامه دکتری عمومی شما چه بود؟
بررسی پرورش گاو و گاومیش در استان خوزستان

استاد راهنمای شما چه کسی بودند؟
اقای دکتر مروارید . ایشان الان آلمان هستند.

این که موضوع شما درباره گاوها و گاومیش های خوزستان بود و شما تهران بودید، رفت و آمد داشتید؟

بله.مرتب می امدم اینجا کار می کردم و می رفتم.

از بعد فارغ التحصیلی توضیحی می‌فرمایید؟
سال 1354 فارغ التحصیل شدم.بلافاصله سربازی رفتم.پایگاه وحدتی در دزفول.

شهریور 1356 انجا را تمام کردم.به عنوان مربی ، دانشگاه اهواز امدم.تا خرداد 1357 من اینجا مربی بودم تا اینکه از دانشگاه تهران به من بورس دادند و من با بورس دانشگاه تهران به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به دانشکده سلطنتی دامپزشکی لندن رفتم. در اسفند 57 بورس های ما قطع شد و وزارت علوم گفت دیگر تعهدی در برابر شما نداریم. من با بورس وزارت کشاورزی انگلیس درسم را تمام کردم. می توانستم نیایم اما آمدم ولی دیگر  به دانشگاه تهران نرفتم.

چرا؟

چون از این کاری که کردند (قطع بورسیه) بسیار متاثر شدم. امدم اینجا...انقلاب فرهنگی بود. تمام دانشگاه ها تعطیل بودند. من به  انستیتیو رازی اهواز رفتم و به مدت دو سال سرپرست انجا بودم. سال 60 تا 62. 62 که دانشگاه باز شد به دانشگاه آمدم و از ان وقت تا الان مشغول کار هستم.

چه شد که مربی دانشگاه اهواز بودید از تهران بورس شدید؟

برای اینکه به 3 نفر اول کلاس بورس می دادند. دانشگاه تهران از ما تعهد ثبتی گرفت که بعد از برگشت از لندن به دانشگاه تهران برویم. بعد از اینکه ایران آمدم دفتر حقوقی دانشگاه تهران از من شکایت کردند که بعد از برگشت از لندن به دانشگاه تهران بر نمی‌گردد. و من از طریق قانونی اقدام کردم و مدارکی که به من داده بودند که ما  در برابر شما تعهد نداریم را نشان دادم و گفتند می توانید هر جای دیگر بروید.
از اساتید دوره تخصص‌تان چند نفر را نام میبرید؟
من استادی داشتم در انگلیس به اسم پروفسور فردریک بل که سال 2000 فوت کردند. ایشان نوه‌ی گراهام بل معروف بودند. همچنین از محضر پرفسور نوکس استاد مامائی رویال کالج بهره بردم بطوریکه تا چند سال پس از برگشت به ایران دردانشکده دامپروری دانشگاه تهران (کرج) و دانشگاه تربیت مدرس فیزیولوژی تولید مثل و تولید شیر برای چند دوره تدریس نمودم.


آیا صرفاً دانشجوی درس خوانی بودید یا فعالیت جانبی هم داشتید؟

‌آن وقت همه فعالیت های سیاسی هم می کردند ، ما هم مثل همه در گروه هایی که بودند بودیم.
به نظر شما یک استاد خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

باید  up to date باشد( خنده)! که خود من نیستم، می دانم.

شما معروف هستید به  up to date بودن!

بهترین ورودی که داشتید؟

همه خوب بودند. همه را به یک چشم نگاه می کنیم.

نه با یک چشم!...به یک چشم!

(خنده)
از اساتید فعلی دانشکده کدامیک دانشجوی شما بودند؟
خیلی ها...اکثرشان!

نام می‌برید؟

اقای دکتر قربانپور ، اقای دکتر مروتی ، اقای دکتر نجف زاده ، اقای دکتر رسولی و خیلی های دیگر.

اگر خاطره خوبی از زمان تحصیل یا اشتغال در ذهن دارید بفرمایید.

بهترین خاطره ام این بود روزی که توانستم از دانشگاه لندن پذیرش بگیرم و بروم. این خیلی خاطره خوبی بود.چون زندگی من، دید من و همه چیز من را عوض کرد.

یک نقطه عطف بود.

یک نقطه عطف بود. جالبه برایتان بگویم که وقتی رفتم انجا زیاد دنبال درس نبودم. فقط دنبال این بودم که چه طور این ها، کشور به این کوچکی می توانند این همه تولیدات داشته باشند!

یعنی دنبال کار علمی و دیدن این چیزها بودید؟

بیشتر دنبال دیدن و اینکه در جلسات شرکت کنم ببینم این ها چطوری توانستند کشور به این کوچکی این طوری باشند ولی ما کشور به این بزرگی نمی توانیم این طوری باشیم. خیلی به این فکر کردم. به هر حال پیدا کردم که این ها چطور به این درجه رسیدند.

توصیه شما به دامپزشکان جوان تازه فارغالتحصیل شده چیست؟

هیچ توصیه ندارم. من نمی توانم چیزی بگویم.منتها شرایط جامعه گونه ای است که اکثرا وقتی وارد دانشکده می شوند بعد از مدتی به خواندن بی میل می شوند.سرکلاس ها که بیایید نگاه کنید.سر کلاس مثلا بیماری های داخلی، چند تا خانم نشسته اند و یکی دوتا هم اقا...باقی سر کلاس نمی آیند.نشان می دهد که هیچ علاقه ای ندارند.با یک نمره دهی هم می روند و بعدش اکثرشان دنبال کارهای دیگر می روند. برای همین من چه توصیه ای می توانم کنم به کسی که علاقه ای هم ندارند ، شاید هم دلیل محکمی داشته باشد برای بی علاقگی اش...ان هم با وضعیتی که الان هست و بازار کاری که الان برایشان هست.

خب به ان هایی که علاقه دارند چه توصیه ای دارید؟

آن ها هم که علاقه دارند ، بخوانند و جایی تخصص بگیرند و به علاقه شان برسند.

حیوان مورد علاقه؟

حیواناتی که می توانند گره ای از کار بشر را باز کند معمولا یا گاو است یا گوسفند...به آن ها زیاد علاقه دارم.

دوره دکتری عمومی چند تا مقاله کار کردید؟
فکر کنم 5 - 6 تا مقاله. مجله ای بود به نام دارو و درمان که ان وقت ها در آن چاپ می کردیم.
در باره کتب تالیفی خود بگویید.
کتاب مکانیسم اعمال معده و کتابی که اخیراً با آقای دکتر رسولی کارش را انجام دادیم به نام فیزیوپاتولوژی دستگاه گوارش گوساله.

درباره مقالات و فعالیتهای علمی که داشته‏اید توضیح میفرمایید؟

مقالات زیاد است. هم در مجلات خارجی و هم در مجلات داخلی. تعدادشان را نمی دانم چقدر است اما باید بالای 60 – 70 تا باشد.

لطفا از سوابق اجرایی خود بفرمایید.

هیچی!

به نظر شما اینکه چهره های ماندگار عمدتاً از دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران هستند و توجهی به دانشگاه های دیگر نمی شود چیست؟

اصلا به این موضوع فکر نکرده ام چون موضوعات بهتری هست که می‌توان به انها پرداخت. یادم هست زمانی که دانشجوی پرفسور بل بودم و مقالاتی بی ارتباط با موضوع پایان نامه ام می‌خواندم با عصبانیت می گفت چقدر بهت بگویم مغزت را با این چیز ها پر نکن. آخر ایشان عقیده داشت مغز گنجایش محدودی دارد و نباید با  هرچیزی آنرا پر کرد!

نظر شما درباره جایزه کتاب سال؟

من الان دیدم چند کتاب ترجمه بوده کتاب سال شده در صورتی که کتاب های تالیفی کتاب سال نشدند! به هر حال ادم به اصل قضیه یک مقدار شک می کند.

مهمترین مشکل امروز دامپزشکی کشورمان چیست؟

زمینه کار برایش نیست. زمینه دامپروری نیست. دامپروری منسجم نیست. زمینه از بین رفته را شما شغل برایش بتراشی! نمی توانی! دامپروری باید عوض شود و به صورت صنعتی دربیاید به صورت منسجم و قانونمند. یعنی قانون برایش بگذارند و دوتا مشکل اینجا وجود دارد: 1 – سطح علمی دانشکده ها  باید بالا رفته به روز شود 2- مسائل اجرائی در ارتباط با این شغل. ما باید در نوع آموزش دامپزشکی بازنگری کنیم.  ببینید در انگلستان یک دانشجوی دامپزشکی از سال سوم به فارم می رود و وقتی بیرون می آید، یک دامپزشک است که بیشتر چیزها را در ارتباط با این شغل میداند صورتی که سیستم علمی ما اینطور نیست. دانشجوی ما وقتی بیرون می آید سرگردان است.یک سری دروس تئوری می داند.خودتان به عنوان دانشجو دیدید.درس ها اکثر تئوری هست.به همین دلیل وقتی بیرون می ایید از شغلتان بدتان می اید.کسی کاری را بلد نباشد از ان شغل بدش می اید.شغلی را هم که بلد نباشید، خسته و زده می شوید و سراغ شغل دیگری می روید.به همین دلیل خیلی از دامپزشکان الان دنبال این هستند که تغیر شغل دهند و خیلی کم سراغ کار دامپزشکی می روند.ان هایی هم که سراغ کار دامپزشکی می روند به علت اینکه خوب اموزش ندیده اند با مشکل روبرو می شوند.

حقوق کم ، انگیزه را کم می کند.

حقوق کم به چه دلیل است؟ چرا یک دامپزشک در امریکا فارغ التحصیل می شود حقوق بدو استخدامش 7 هزار دلار است؟ چرا یک استاد دامپزشکی که در امریکا هست حقوقش 20 هزار دلار است؟ انجا حقوق خوبی می دهند برای اینکه کار برایشان هست. وقتی شما کار نمی کنید بابت چه به شما حقوق بدهند؟! حقوقی که داری میگیری درست است چون در ازایش کار انجام نمی دهی ولی اگر شما کار را بلد باشید...الان دامپزشکانی هستند که کار را بلد هستند در دامپروری های بزرگ دارند کار میکنند حقوق های بسیار کلان می گیرند.به قول یکی از دانشجویان خودمن، می گفت حقوق یک ماه من ، برابر حقوق دوسال شماست!  و دقیقا هم همینطور است.چون کارش را خوب یاد گرفته.چون 5 – 6 دوره در دانشکده های اروپایی و امریکایی گشته ، کار یاد گرفته و امده اینجا دارد ارائه می دهد. الان شما نگاه کنید مثل اب خوردن دانشکده دامپزشکی دارد باز می شود. دیروز در شبستر دیدم یک دانشکده دامپزشکی باز کردند! در بعضی شهرها دوتا هست! در صورتی که وقتی در امریکا نگاه می کنید وقتی وارد دانشکده دامپزشکی می شوید وارد یک شهر می شوید. اینقدر تجهیزات..اینقدر امکانات ازمایشگاهی...اینقدر وسایل دارند.در صورتی که اینجا این طوری است و خواه ناخواه فارغ التحصیلانش ادم های متخصصی نیستند.

بعضی میگویند اگر نمی توانید دانشکده ها را بنابر مصلحت تعطیل کنید حداقل نیمی از دانشکده‏های دامپزشکی به پژوهشکده تبدیل شوند. به این ترتیب استاد بیکار نمیشود و هدفمند آموزش میدهد و از دل پژوهشکده طرح کاربردی زاده و چه بسا مشکلات مملکت حل خواهد شد. نظر شما چیست؟

ما اگر کلا بخواهیم نگاه کنیم یک کشوری هستیم تقریبا مثل ترکیه یا مصر...از نظر جمعیت و ترکیب و...ان ها الگوهای خوبی دارند.من مصر رفتم.4 دانشکده دامپزشکی داشتند.اخیرا هم بعد از 30- 35 سال یکی دیگر باز کردند.یا انگلیس رد. ترکیه هم همینطور. ولی در عوض آنها دارای مراکز متعدد تحقیقات کاربردی در دامپروری و دامپزشکی میباشند. تعداد دانشکده ها در ایران بطور نامعقولی زیاد است.

به نظرتان برای حل این مشکل اموزشی چه کار باید کرد؟

بنظر من بهتر است تعدادی از دانشکدها بخصوص در شهرهائی که 2 دانشکده وجود دارد به مراکز تحقیقاتی تخصصی دامپزشکی دامپروری تبدیل شوند.

نظرتان درباره کشتن و  عملیات کلینیکی روی حیوانات سالم که در دانشکده ها با هدف اموزش انجام میشود را بفرمایید.

همه جا انجام می شود مشکلی ندارد.دارند ازمایش می کنند.همه جای دنیا دارند ازمایش می کنند.روی حیوان بیمار که ازمایش نمی کنند!
عضو نظام دامپزشکی و جامعه دامپزشکان هستید؟.

خیر، هیچ کدام.

ولی در اینترنت خواندم که به نظرم گفته بودید واجب است دامپزشکان عضو باشند!

بله عضو نظامی که از همه طرف از آن حمایت شود و حرف اول را بزند.

شما از بین مدل فعلی (زیر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی بودن سازمان دامپزشکی)، تبدیل به معاونت ریاست جمهوری یا الحاق به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کدامیک را به مصلحت حرفه دامپزشکی هم از نظر اجرایی و هم از نظر علمی می‏دانید؟

هیچ فرقی ندارد.در تمام دنیایی که دامپزشکی های پیشرفته دارند به عنوان مثال انگلیس، امریکا، استرالیا، نیوزلند همه دامپزشکی زیر مجموعه وزارت کشاورزی هستند.اما برای خودشان مستقل هستند.پیشرفت هم کردند. اگر می بینید ما پیشرفت نمی کنیم به این دلیل نیست که ما جزو کشاورزی هستیم.اگر برویم جزو بهداشت بهتر می شویم؟ این مشکل ، مشکل اجرایی است.مگر اداره دامپزشکی انگلیس، زیر مجموعه وزارت کشاورزی نیست؟ ولی وزیر کشاورزی هیچ وقت در کار مسئول دامپزشکی آن کشور دخالت نمی کند.یا وزیر کشاورزی امریکا هیچ وقت دخالت نمی کند.مسئول دامپزشکی است که همه کاره است ولی از نظر حقوقی ، حقوقش را وزارت کشاورزی می دهد.هیچ اشکال ندارد ما زیر نظر وزارت کشاورزی باشیم منتها زیر نظر یک وزارت کشاورزی باشیم که بتواند اداره کند!

قبول دارید که جامعه و توده مردم شناخت کامل و مناسبی از دامپزشکی و فعالیت و نقش دامپزشکان ندارند؟ اگر قبول دارید فکر میکنید باید چه کاری برای افزایش شناخت انجام شود؟

ما همیشه فکر می کنیم شغلمان یک چیز عجیب غریب است! شغل ما مثل سایر شغل ها هست. یک شغلی موقعی برجسته می شود که خودش را نشان دهد! چون ما نمی توانیم خودمان را نشان دهیم...

به دلایل کمبود اموزش و ...؟

به دلایل همه چیز...هم اموزشی، هم اجرایی.

چون نمی توانیم خودمان را نشان دهیم کم کم به حاشیه رانده می شویم.شغل های دیگر هم مثل ما هستند که جامعه روی ان ها شناختی ندارد. در جامعه ما شغلی که پول در می اورد، ان شغل شناخته شده ای است!

یک زمانی شما پول را در دامپزشکی سرازیر کن...ببین اصلا کسی دنبال خواندن دندانپزشکی می رود؟!

چند روز پیش در اینترنت نگاه می کردم. یک دکترای برق! با فیلیپین مکاتبه کرده که اگر من بیایم دندانپزشکی بخوانم ، چقدر از واحدهای درسی ام را قبول می کنید!! در المان حقوق یک پزشک با حقوق یک معلم زیاد فرقی ندارد. ان چنان تفاوتی، مثل اینجا ندارد. اینقدر تفاوت های شغلی و حقوقی وجود ندارد. شغل دامپزشکی ، شغل بسیار پر درامدی است اگر جامعه ی کشاورزی و دامپروری ای باشد.شما به برزیل نگاه کنید.کشوری که الان به تمام دنیا از جمله ما گوشت صادر می کند. 30 سال پیش این کشور واردکننده گوشت بود! 3 تا 4 دانشکده دامپزشکی بیشتر ندارد. من با چند دامپزشک برزیلی که در امریکا بودند ، صحبت می کردم، می پرسیدم چطور این طوری شدید؟ گفتند تصمیم ملی بود که ما دامپروری شویم.چون استعدادش را داشتیم. ما هم استعدادش را داریم. درخوزستان اگر کارخانه های متعدد خوراک دام بزنند ، به جای هندوانه کاری و بادمجان کاری ، ذرت بکارند -  اگر این کارها را کنند، خوراک دام در تمام ایران تامین می شود از همین استان! چون بیشترین تولید محصولات کشاورزی در ارتباط با خوراک دام را می تواند انجام دهد.

حالا با این وضعیت ما دامپزشکان برای شناخت آن به جامعه چه کار می‏توانیم انجام دهیم؟

ما احتیاجی نداریم که ان را بشناسانیم! ما اگر کارمان را رونق دهیم خودش شناخته می شود.یک سری ادم هستند سگ و گربه نگه می دارند.این ها همه دامپزشک را می شناسند! اگر یک کاری کنید که گوشت مرغ کیلویی مثلا 1000 تومان بشود شاید خیلی ها بشناسند و تبلیغ کنند که دامپزشکان دارند فعالیت می کنند.منتها شناساندن یک کار به این هست که شما ان کار را بتوانید ارائه بدهید.

ارائه هم بستگی به این دارد که دانشش بالا رود.

دانش یک طرف قضیه است. الان بهترین استاد، علامه دهر باشید مثلا در پرورش طیور ،  وقتی که تفکر دولت بر این است که گوشت مرغ وارد شود، شما هیچ کاره اید! این تفکر باید بیرون برود. در را ببندیم، زمانی که توانستیم تولید کنیم ، بخوریم و اگر به مردم بگویند شما 5 سال مرغ نخورید ولی یک زمانی که بخورید به این قیمت می خورید و نسل های بعدتان هم به این قیمت می خورند.همه قبول می کنند.مردم میگذرند. انقدر ناسیونالیتی شان قوی است.

و سخن آخر...

فکر کنم با یک برنامه ریزی صحیح که براساس 1.بالا بردن سطح آموزش دامپزشکی 2.حمایت و سرمایه گذاری از دامپروری استوار باشد بتوان با ایجاد کار آفرینی این معضل را تا اندازه ای حل نمود.

از جنابعالی که برای این مصاحبه وقت گذاشتید، سپاسگزارم.


برچسب‌ها: مصاحبه
[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 23:0 ] [ صهیب شقاقی ]
کیه که بدونه و بفهمه ما دامپزشکا چقدر درس میخونیم!!!

[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 23:18 ] [ صهیب شقاقی ]

شیر شتر

تیم محققان آمریکایی در جریان تحقیقات علمی تازه خود به اطلاعات جدید و قابل توجهی درباره شتر و نقش یک آنتی بادی استخراج شده از آن در مبارزه با بیماری آلزایمر دست یافتند.

محققان گفتند: آنتی بادی کشف شده قادر است که از سد خونی مغزی عبور کرده و بدون اجرای هرگونه تغییر شیمیایی در ترکیب آن، به مغز برسد.

سد خونی مغزی یا در اصطلاح پزشکی (BBB) محدودهٔ جدا کننده بین مایع برون‌سلولی مغز در سیستم اعصاب مرکزی و جریان خون گردشی در بدن است به طوری که اگر مواد رنگی به‌درون خون تزریق شود می‌توان مشاهده کرد که از این ماده درون مغز اثری دیده نمی‌شود.

این پرده یا سد از مویرگ‌ های ویژه تشکیل شده که بر خلاف ساختار عادی در مویرگ‌ ها دارای منافذ معمول نبوده و اتصال بین سلولی در آنها از نوع اتصال‌ محکم است و در نتیجه بسیاری از ملکول‌ ها و ریز ملکول ‌ها و همچنین باکتری‌ ها قادر به گذشتن از آنها (از طریق دیفیوژن) و رسیدن به مایع مغزی نخاعی در مغز نیستند.

متقابلاً سطح اندوتلیال این مویرگ ‌ها از پروتئین‌های ویژه پوشیده شده که توسط آنها ورود گلوکز به مغز به عنوان تغذیه امکانپذیر می‌شود همچنین تبادل گازی (اکسیژن- دی ‌اکسید کربن) بین خون گردشی و مغز از این سد بدون مشکل قابل انجام است.

محققان آمریکایی افزودند: نتایج این تحقیقات افق های تازه ای برای تولید داروهای درمان بیماریهای صعب العلاج نظیر آلزایمر و تومورهای مغزی خواهد گشود.

به گفته این محققان، شتر به توانمندی در طی مسافت های طولانی و بردن انسانها به مناطق دور در صحرا مشهور است اما این تحقیقات ثابت کرد که شتر همچنین از طریق آنتی بادی خود می‌تواند داروها را منتقل کرده و آنها را به بخش های داخلی و دور در مغز برساند.
[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 23:2 ] [ صهیب شقاقی ]

چرا گوشت خوك حرام است؟

امروزه دیگه دوره حرام و حلال نیست ، به شخصی با علم روز نمی توان با حلال و حرام گفت که کاری بکن یا نه ، از آنجا که اسلام دین حکمت و عقلانیت هست پس میشه برای تمام احکامش دلیل  آورد و این وظیفه ماست و البته بیشتر علما .در این جا چند دلیل برای حرام بودن خوک می آورم که هیچ کدام کافی نیست ولی از هیچ چیز بهتر است و این که اگر شما کمک کنید که کاملش کنم لطف کردید

1- نجاست خواری (پیکا):خوک کمبود بعضی از مواد خوراکی خود را توسط نجاست خواری برطرف میکند ( احتمالا کمبود فسفر و مواد معدنی )٫

2-بیماری مشترک (زانوز):خوک بیماریهای مشترک زیادی با انسان دارد و احتمال زیادی دارد که پرورش دهندگان و حتی مصرف کنندگان رو آلوده کند.

3- چربی فوق العاده زیاد در گوشت : بر خلاف حیواناتی مثل گوسفند و بز که به دلایلی چربی گوشتشان کم است ( مثلا مثل دنبه جدا از گوشت است ) گوشت خوک چربی بسیار بالایی دارد و از لحاظ مصرف برای افراد مسن و دارای بیماری قلبی مناسب نیست .

4-وجود کرم تریشین : این کرم مراحل تکاملش را در بدن خوک می گذراند و در بدن آدمی به بلوغ می رسد در واقع  خوک ناقل این کرم است .

5- هر کدام از عوامل  بالا دلیل خوبی بود ولی کافی نبود در نهایت شاید بی اهمیت به نظر برسه ولی در کتاب مخزن الادویه ی حاج میرزا مهدی اصفهانی خواندم که می گفت کسانی که گوشت خوک می خورند بی غیرت خواهند شد . (مثل خود خوک )

حاج میرزا مهدی اصفهانی در مخزن الادویه بخش فنزیر درباره گوشت خوک می نویسد :

گویند مولد غذای هضم شده غلیظ ، لزج و بد هضم است و باعث حرص شدید و سردرد مزمن و پا درد و درد مفاصل و فساد عقل و معده و زوال مروت و غیرت و مردانگی و باعث مخنثی می شود . که اصلاح کننده آن شراب است و به مثل اینکه علاج فاسد با فاسد است .

[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 22:59 ] [ صهیب شقاقی ]
آيا مي دانيد هاي دامپزشكي:

آیا می دانید به دلیل اهمیت دامپزشک و حرفه دامپزشکی در تامین امنیت غذایی انسان و بهداشت انسان و جامعه  سال ۲۰۱۱ به پیشنهاد فائو از سوی همه ی كشورهای جهان به نام سال جهانی دامپزشكی نامگذاری شده بود؟


آیا می دانید بنا بر تعریف‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهانی‌ هدف‌ نهایی‌ دامپزشكی‌ درمان‌ حیوانات‌ نیست‌ بلكه‌ دقیقاً تأمین‌ مواد غذایی‌ و بهداشت‌ انسان‌ می‌باشد ؟

 

آیا می دانید هر روز تغذیه ی شما از محصولاتی هست که با نظارت و تائید دامپزشکان به به بازا عرضه می شود ؟ ( شیر - پنیر - کره ـ ماست ـ گوشت قرمز - سفید ( گوشت مرغ و ماهی ) ـ دوغ - تخم مرغ - سوسیس ، كالباس و سایر فرآورده های گوشتی و لبنی .....)

 

آیا می دانید تکنیکهای به کار رفته در درمانهای دارویی و جراحی این رشته همان تکنینکهای به کار رفته در پزشکی می‌باشد؟


آیا می دانید دانشجوی رشته ی دامپزشكی  در علوم پایه پزشکی بنیه ی علمی خوبی دارد و حتی در دوره های تخصصی علوم پایه ی پزشكی نظیر ایمونولوژی، ویروس شناسی ، تغذیه ، ژنتیك  و... همپای فارغ التحصیلان پزشکی شرکت کرده و موفق نیز می شوند؟

 

آیا می دانید دامپزشكان می توانند در برخی كشورها نظیر اتریش ، آمریكا و ... با مدرك پایه ی دكترای دامپزشكی در دوره های تخصصی رشته های پزشكی نظیر چشم پزشكی ، مغز و اعصاب ، جراحی عمومی انسانی به ادامه ی تحصیل بپردازند ؟


آیا می دانید دامپزشكی‌ علم‌ شناخت‌ بیماری های‌ دامی‌ اعم‌ از بیماری های‌ مشترك‌ بین‌ انسان‌ و حیوان‌ یا بیماری های‌ خاص‌ دام‌، پیشگیری‌ از بیماری ها و همچنین‌ علم‌ تغذیه‌  انسان‌ و دام‌ می‌باشد؟

 

آیا می دانید بیش از ۴۵۰ بیماری مشترك بین انسان و دام تاكنون گزارش شده است كه دامپزشكان در جلوگیری از ابتلاء انسانها و دامها نقش ارزنده ای دارند ؟

 

آیا می دانید كه طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت سالانه بالغ بر ۵۵ هزار نفر در دنیا بر اثر ابتلا به بیماری هاری كه یك بیماری ۱۰۰ درصد كشنده هست جان خود را از دست می دهند ؟


آیا می دانید ایران جزو کشورهایی بود که بهترین عملکرد رو در زمان شیوع بیماری آنفلوانزای فوق حاد پرندگان داشت وما این موفقیت رو مدیون چه قشری هستیم! و برای زنده موندن خودمون یا خونوادمون در برابر این بیماری و سایر بیماری های تغذیه ای و مشترك بین انسان و دام از چه كسانی تشكر كنیم ؟ (اما افسوس كه نه حیوانات می تونن  تشکر کنن و نه آدما می دونن که باید از چه کسایی تشکر کنن)

 

آیا می دانید از لحاظ مادی دامپزشکی جزء ۳ شغل پر درآمد دنیا می باشد؟

 

آیا می دانید در انگلیس دامپزشکی جزء چند رشته ی معدودی می باشد که برای ورود به این رشته باید در کنکور سراسری شرکت کرد؟


آیا می دانید دامپزشکی در آمریکا جزء ۳ رشته ی مطرح و مهم در این کشور می باشد ؟


آیا می دانید بسیاری از واكسنهای مورد استفاده در پزشكی توسط دامپزشكان متعهد و با تجربه ساخته و تولید می شود ؟

 

آیا می دانید انستیتو تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی واقع در حصارک کرج و یا انستیتو پاستور به عنوان مراکز تحقیقات کشور مرهون تلاش مستمر دامپزشکان است، که در آنها انواع واکسنهای مصرفی انسان و دام تولید می‌گردد؟


آیا می دانید تحقیقات انسانی ابتدا در مدل حیوانی تجربه میشود و بعنوان مثال  پیوند کبد در انسان ابتدا توسط دامپزشکان در حیوان تجربه و پس از موفقیت در انسان انجام شد؟

 

آیا می دانید دامپزشكی در واقع در تقاطع راه پزشكی و كشاورزی قرار گرفته و در روابط میان انسان و حیوان نقش مهمی را ایفا می كند؟

[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 22:46 ] [ صهیب شقاقی ]
 ۱۴ مهر روز  دامپزشکی را  بر همه  اساتید عزیز و دانشجویان و هکلاس های محترممان صمیمانه تبریک می گوئیم

کسی که برای التیام درد انسان ها می کوشد مهربان است

و کسی که برای درد حیوانات دل می سوزاند مهربان ترین انسانهاست...

 روز ملی دامپزشکی بر فعالان این عرصه مبارک باد

 

دانشجویان دکتری دامپزشکی ورودی بهمن ۹۰

 

 


برچسب‌ها: تبریک
[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 0:53 ] [ صهیب شقاقی ]

گرامیداشت روز ملی دامپزشکی(۱۴ مهر)

 
دلیل نامگذاری 14 مهر به نام روز دامپزشکی از زبان استاد دکتر تاج‎بخش + عکس


 استاد دکتر حسن تاجبخش چهره ماندگار و مؤلف کتاب گرانسنگ تاریخ دامپزشکی ایران درباره علت نامگذاری 14 مهر به نام روز دامپزشکی چندی قبل به خبرگزاری فارس گفت : بنده در سال 1368 مشغول نوشتن تاریخ دامپزشکی ایران در دو بخش ایران باستان و همچنین دوره دامپزشکی در ایران اسلامی بودم و به مدت 10 سال شبانه‌روزی کار می‌کردم. در سال 68 عده‌ای از دانشجویان آن موقع دانشکده برای گرامیداشت این حرفه پیشنهاد کردند روزی از سال را به عنوان روز دامپزشکی انتخاب و به جامعه معرفی کنیم.

 

 

وی افزود: آن موقع آنقدر دانشکده‌های دامپزشکی قارچ‌گونه سبز نشده بودند و حرفه دامپزشکی قدر و اهمیت داشت.

دکتر تاجبخش افزود: مشغول نوشتن کتاب بودم که متوجه شدم هر یک از روزهای ماه نام‌ مخصوصی دارد به عنوان مثال 16 هر ماه «مهرروز» یا روز فرشته مهر نام داشت که وقتی روز 16 ماه با ماه مهر مصادف می‌شد، روز مهرگان یا روز مهر و ماه نامیده می‌شد و در این روز در ایران باستان جشن و سرور برگزار می‌شد.

استاد تاج‎بخش افزود: روز 14 هر ماه گئوس‌روس یا گائوس‌روس یا گوش‌روز مربوط به فرشته گائوس یا فرشته دروازه‌ها یا فرشته نگاه‌دارنده حیوانات و سلامت حیوانات و کودکان نام داشت. 14 هر ماه چنین روزی بود و 14 روز مهر روز مبارکی بود که در فرهنگ ایران اسلامی نیز عدد 14 به خاطر 14 معصوم مورد علاقه مردم و همچنین با آغاز سال تحصیلی جدید و آغاز سال زراعی جدید مقارن است.

وی افزود: در یادداشت‌های مرحوم دکتر معین صاحب لغتنامه معین در مقاله‌ای در انجمن فرانسه به سال 1325 منتشر شده بود که به نقل از رساله علامه فیض کاشانی حدیثی از قول حضرت امام صادق (ع) نقل شده بود که در اهمیت روز 14 ماه مهر سخنانی آورده بود.

 

چهره ماندگار کشورمان افزود: برای نوشتن کتاب تاریخ دامپزشکی ایران بیش از دو هزار فیش تهیه کرده و هر مساله‌ای در مورد حیوان وبیولوژی حیوانات یافتم یادداشت کردم که سه سال فیش‌برداری انجام شد که در حین فیش‌برداری به کتاب بستان‌العارفین عبید حعفر محدث در قرن پنجم رسیدم که عین حدیث علامه فیض کاشانی در قرن 11 را آورده بود که فردی نزد امام جعفر صادق آمده و سوال می‌شود که آیا می‌دانی روز چیست ، وی گفته بود نمی‌دانم، اما پارسیان روز 14 مهر را برای روز نگهداری از حیوانات و دیدار دوستان مبارک می‌دانند.

دکتر تاج‎بخش در پایان گفت: این روز به عنوان روز ملی دامپزشکی انتخاب شد که هم ریشه در تاریخ تمدن ایرانی و هم اسلامی دارد.

 

گفتنی است به تازگی دکتر جمشید رزمیار عضو هیأت علمی دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد و معاون و مشاور عالی سابق رئیس سازمان نظام دامپزشکی از نامگذاری 14 مهر به نام روز دامپزشکی انتقاد کرده است!!!


برچسب‌ها: 14 مهر روز دامپزشکی
[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 0:50 ] [ صهیب شقاقی ]

تقدیر دامپزشکان از دامپزشکان

در روز دامپزشکی امسال چند موضوع در رسانه ها برجسته شد و مورد توجه قرار گرفت. 1- برگزار شدن جشن 14 مهر برای نخستین بار با حضور دو وزیر کابینه از جمله وزیر جهاد کشاورزی و وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در کنار رئیس سازمان بازرسی کل کشور که خبرنگاران به دلیل دلخوری از نحوه دعوت سازمان دامپزشکی ترجیح دادند تا به صورت هماهنگ از حضور در مراسم و گزارش آن چشم پوشی کنند.


    2- حضور دکتر محسن دستور، رئیس سازمان دامپزشکی کشور به اتفاق دکتر مجتبی نوروزی، رئیس سابق سازمان و عضو کنونی هیات مدیره شرکت صنایع شیر ایران در کارخانه «پگاه تهران» که موجب شد طرحی با هدف تشکیل صندوق پرداخت خسارات شیر آلوده دامداران پیگیری و از رئیس سازمان دامپزشکی قول گرفته شود که اگر همچون وعده بسته بندی کردن گوشت مرغ در تهران به محاق فراموشی یا منتفی شدن های چندباره نیفتد، فرصتی فراهم گردد تا به قول خود دکتر دستور: این گونه نباشد که شیرهای آلوده دامداران بدون معدوم سازی برگشت بخورد و دوباره از طریق شرکت های لبنی کم نام و نشان به چرخه مصرف مردم بازگردد.
    3- نشست خبری دکتر آقامیری، رئیس سازمان نظام دامپزشکی که در آخرین نشست مطبوعاتی دوره سوم، با اعتماد به نفس به ارائه ی دستاوردهای نظام پرداخت و اعلام نمود برای 18 کنگره علمی تخصصی بین المللی برنامه ریزی کرده است، فارغ از برخی نقدها در محافل خصوصی به آقامیری، وی نظم قابل توجهی را به نظام دامپزشکی بازگردانده است. کما اینکه به جز استقبال نکردن بیش از یک درصد شرکت ها و کارگاه های مشمول ماده 19 آئین نامه نظارت از طرحی که از 8/8/88 قرار بود اجرا شود؛ اما به دلیل مقاومت برخی اتحادیه ها معطل مانده و همچنان ارتباط مالی کارفرما و مسئولان بهداشتی و فنی قطع نشده، در سایر موارد پاسخ قانع کننده داشت!

چرا که به اذعان خبرنگاران حاضر و دست کم خبرنگار «دام، کشت و صنعت» از مدیری با مختصات رفتاری آقامیری انتظار اقتدار عمل بیشتری در ملزم کردن سازمان دامپزشکی به رفع نواقص احتمالی قانونی و اجرای قاطع آن می رفت. اما اعلام جمع بندی و اتمام آئین نامه اجرایی قانون جامع نظام دامپروری که براساس مواد 5 و 16 قانون قرار است تا صدور پروانه های بهداشتی واحدهای دامپروری کشور به عهده سازمان نظام دامپزشکی باشد و صدور سایر پروانه ها نیز به عهده نظام مهندسی، نقطه قوت مهمی بود که آقامیری با خشنودی آن را اعلام کرد اگرچه در حوزه تخصصی اعلام این نکته که در طرحی اصلاح قانون دامپزشکی در کمیسیون کشاورزی تقاضا شده تا از سایر رده ها نیز حداقل 4 نفر در شورای مرکزی نظام حضور یابند، خبر مثبت دیگری بود که آقامیری در تکمیل اقدامش برای تشکیل کمیته ویژه سایر رده ها در دوره سوم انجام داده است.

آقامیری مشارکت 70 درصدی اعضا در انتخابات شورای استان ها را افتخارآمیز می داند و به اظهارنظر نماینده وزارت کشور استناد می کند که این امر از بدون حاشیه ترین انتخابات برگزار شده بوده است. اما ضعیف ترین شکل تجلیل را «جامه دامپزشکان ایران» به عمل می آورد که اعضا را با دریافت 20 هزار تومان و غیراعضا را با 15 هزار تومان به صرف شام در یک رستوران واقع در خیابان میرداماد دعوت می کند! اگرچه دکتر نبی پور، رئیس جامعه دامپزشکان بدون آن که یادی از پیشنهاد اردیبهشت امسال «دام، کشت و صنعت» جهت انتقال سازمان به زیرمجموعه ریاست جمهوری شود، آن را به عنوان یک ایده مطرح می کند.


برچسب‌ها: تقدیر دامپزشکان از دامپزشکان
[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 0:35 ] [ صهیب شقاقی ]
 
گفتگو با دامپزشک پیشکسوت : دکتر کامران افشار پاد + عکس

گفتگوی هفته‎نامه دنیای سبز با دکتر کامران افشارپاد به مناسبت روز دامپزشکی (14 مهر)

 

عملکرد مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم‏سازی رازی برای مدتی زیر ذره‎بین نمایندگان مجلس قرار گرفت، اما پس از دوره کوتاهی به فراموشی سپرده شد. دلیل افول این مؤسسه را چه می‎دانید؟

متأسفانه یکی از مسائلی که باعث افول و تنزل مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم‎سازی رازی شده خروج تدریجی نیروهای کارآمد، محقق و باتجربه از این مؤسسه در سالهای اخیر است. بعنوان مثال فصل واکسیناسیون بروسلوز در شش ماهه اول سال است که گوسفندان آبستن نیستند و در شش ماهه دوم سال دیگر فرصتی برای واکسیناسیون وجود ندارد. این در حالی است که مؤسسه رازی در شش ماهه اول امسال نتوانست واکسن بروسلوز را تولید و عرضه کند و حال مسئولان این مؤسسه می‎گویند که از آبان ماه، سه برابر تعهدات، واکسن بروسلوز تولید و عرضه خواهند کرد. نکته قابل توجه اینجاست که این واکسن دو تا سه هفته بیشتر ماندگاری ندارد و در شش ماهه دوم سال هم قابل استفاده نیست. به طور کلی ماندگاری واکسن‎ها و یونیفورمیتی آنها از نظر میزان پارتیکل، مشکل دارد. توجیه مسئولان این مؤسسه برای مشکل یونیفورمیتی این است که دستگاه مخصوص همزنی واکسن ندارند و حتی آن را به شکل دستی پر می‎کنند.

در حال حاضر دامپزشکی چه جایگاهی در ایران دارد و این جایگاه در مقایسه با سایر کشورها از چه وضعیتی برخوردار است؟

هر کشوری با هر نظام و سیستمی از اقتصاد کلان برخوردار است که باید صرف سلامت و رفاه جامعه شود و مردم از آن بهره بگیرند. اگر اقتصاد کلان را یک بیضی و سلامت و رفاه جامعه را در یک بیضی دیگر در نظر بگیریم باید این دو سطح روی هم منطبق باشند. یعنی تمام اقتصاد صرف سلامت، رفاه و آسایش جامعه شود اما در عمل اینطور نیست و در هیچ یک از کشورها چنین انطباقی وجود ندارد. زمانی که می‎گوییم سیاست اقتصادی کشور با محوریت کشاورزی، یعنی کشاورزی باید در وسط این دو سطح واقع شود و حاشیه آن بخش صنایع می‎شود. در چنین شرایطی زیربخش دام و طیور و تولیدات دامی نیز دقیقاً در مرکز قرار می‎گیرد. دام و طیور و فرآورده‎های آن باید بهداشتی و سالم باشد، بنابراین بهداشت دام باید در محوریت سیاستگذاری‎های بخش کشاورزی قرار بگیرد. بسیاری از کشورها مانند آمریکا و هلند توجه زیادی به این موضوع نشان می‏دهند اما متأسفانه در کشور ما چنین نیست.

در بین 196 کشور دنیا، دامپزشکی ایران در چه رتبه‎ای قرار می‎گیرد؟

بستگی دارد که وضعیت دامپزشکی ایران را با کدام کشور یا کشورها مقایسه کنید. امروزه دامپزشکی کشور ما در بین 196 کشور دنیا در ردیف 40 تا 50 جهانی قرار می‎گیرد. این در حالی است که تا چند سال پیش، دامپزشکی ایران در بین 20 کشور اول دنیا قرار می‎گرفت.

مسئولان دامپزشکی معتقدند که نقاط قوت این سازمان بیش از نقاط ضعف و تهدیدها است. نظر شما در این خصوص چیست؟

نقاط قوت سازمان دامپزشکی ، قانون و جایگاه بین‎المللی است. فرصت‎ها هم هماهنگی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، همراهی وزارت بهداشت و اپیدمی بیماریها است. در مقابل فهرست بلندبالایی از تهدیدات درون تشکیلات دامپزشکی و چالشهای بزرگی از بیرون تشکیلات دامپزشکی وجود دارد که دورزدن مقررات، رشوه و ارتشاء و گروکشی، تهدید افراد، انسداد مجاری قانونی و لابی‎گری از جمله آنهاست.

واگذاری کارهای دامپزشکی به بخش خصوصی چالشها و حرف و حدیث‎های زیادی به همراه داشته است. این واگذاری از اصل و اساس صحیح است؟

برای روشن شدن ابعاد این موضوع بهتر است مثالی بزنم. در دنیا هیچ کشوری ارتش رسمی خود را منحل و یا واگذار به بخش خصوصی نمی‏کند زیرا باید در مواقع حساس و ضروری این ارتش واکنش لازم را از خود نشان دهد. نقش دامپزشکی نیز همانند یک ارتش است که باید سر بزنگاه عکس‎العمل مناسبی در مواقع ضروری داشته باشد. زمانی که امور مربوط به دامپزشکی به بخش خصوصی محول شود پایگاه کسب اطلاعات برای واکنش در برابر عوامل بیماریزا و غیره چه خواهد بود؟ اگر کسی یا کسانی این حرف من را قبول ندارند باید بپرسم که چرا تب برفکی وارد کشورمان شد؟ اگر سیستم مراقبت دامپزشکی جواب می‏داد، تب برفکی نوع O هندی به موقع تشخیص داده می‏شد و از شیوع آن جلوگیری بعمل می‎آمد. البته کارهای دامپزشکی باید به بخش خصوصی واگذار شود اما بخش خصوصی باید پاسخگو و مسئول باشد و در عین حال با این واگذاری نیازهای آن تأمین شود. البته برخی کارها قابل واگذاری نیست که معدوم سازی دام و طیور و پرداخت غرامت از جمله آنهاست زیرا باید اجبار اداری در آن وجود داشته باشد.

البته پس از شیوع تب برفکی نوع O هندی ، مسئولان علت را به قاچاق دام از مرزهای شرقی ربط دادند.

قاچاقچی اصل پدیده نیست. باید دید چه زمینه‏‎ای وجود دارد که معضل قاچاقچی به وجود می‏آید؟ به طور حتم در سردسته قاچاقچیان فرد یا افرادی وجود دارند که به راحتی مقررات را دور می‎زنند و از راههای غیرمتعارف استفاده می‏کنند.

چرا زمانی که یک بیماری دامی وارد کشورمان می‏شود توان لازم برای مقابله با آن وجود ندارد و بیماری ماندگار می‎شود؟

زمانی که یک بیماری وارد کشورمان می‎شود، اگر برنامه منسجم و حساب شده‎ای وجود داشته باشد بیماری در کانون کشف و از بین می‏رود اما اگر یک بیماری ماندگار شود به ضعف مدیریت ، نبود برنامه و عدم وجود ابزار مقابله برمی‎گردد. در کشور ما اگر توان مقابله با بیک بیماری وجود ندارد، به این دلیل است که با مطالعه پیش نمی‏رویم و دستگاههای تأمین کننده اعتبار، نیروهای انسانی متخصص و قوانین لازم را در اختیار نداریم.

چرا اغلب دانشجویان دامپزشکی پس از فارغ‎التحصیلی تمایلی به فعالیت در این شغل ندارند؟

تعداد زیادی از دانشجویان دامپزشکی با علاقه و کشش لازم این رشته را انتخاب نکرده‎اند و بر حسب تصادف و اتفاق وارد رشته دامپزشکی شده‏اند و به همین دلیل این تعداد از دانشجویان فقط می‏خواهند نمره بگیرند تا در زمان استخدام از حقوق مکفی برخوردار شوند. مسئله دیگر به تفاوت‏های نسل جدید با نسل قبلی برمی‏گردد. من و بسیاری از دامپزشکان پس از فارغ‎التحصیلی برای انجام خدمت راهی مناطق دورافتاده و محرومی مانند سیستان و بلوچستان و چهارمحال و بختیاری می‏شدیم و این در حالی بود که وضعیت این استان‎ها در 40 سال قبل قابل مقایسه با وضعیت فعلی آنها نبود. اما متأسفانه در نسل جدید کمتر چنین روحیه‎ای وجود دارد و اغلب فارغ‎التحصیلان دامپزشکی حاضر نیستند به مناطق دورافتاده و محروم بروند.

و سخن آخر در مورد دامپزشکی؟

در کشور ما و مشرق زمین به دلیل نگاه نوافلاطونی ارسطو، دامپزشکی مورد بی‎مهری جامعه قرار گرفته است.


برچسب‌ها: گفتگو با دامپزشک پیشکسوت, دکتر کامران افشار پاد, عکس
[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 0:34 ] [ صهیب شقاقی ]

به مناسبت روز دامپزشکی

به مناسبت روز دامپزشکی

یکى از شاخه هاى علوم زیستى، دامپزشکى است. رشته اى که دانشمندان و دانشجویان زیادى را در سراسر دنیا مشغول مطالعات گسترده و عمیق ساخته است. این علم حوزه هاى گوناگون و وسیع کارى را تحت پوشش خود دارد. از نجات جان بیمارانى زبان بسته که چه در خانه ها مونس و همدم انسان امروز هستند و چه آنهایى که پرورش داده مى شوند تا ما از تولیدات آنها بهره مند شویم، گرفته تا تامین سلامت انسان ها در جامعه با جلوگیرى از انتقال بیمارى هاى مشترک بین انسان و حیوان و نیز کنترل کیفیت تولید شیر و گوشت و... و اطمینان از اینکه محصولات تولیدى سالمند و خطرى را متوجه مصرف کننده نمى کنند. با نگاهى به شعار دامپزشکى (دام سالم، غذاى سالم، انسان سالم) مى توان به نهایت اهمیت این علم پى برد.


پس دامپزشکى نه تنها از لحاظ اقتصادى قابل توجه است بلکه از نظرگاه سلامت انسان و بهداشت جامعه نیز مى توان به آن نگریست. از قضا این دیدگاه اخیر نیازمند توجه خاص از سوى متولیان این رشته است. این نوشتار در پى آن است که با طرح موضوع بیمارى هاى مشترک، دریچه اى باشد به یکى از زوایاى اهمیت دامپزشکى در جامعه.بیمارى هاى قابل انتقال بین انسان و حیوان (Zoonosis) فصل مشترک دو حرفه پزشکى و دامپزشکى است که از نظر حفظ سلامت و بهداشت جوامع انسانى و دامى داراى اهمیت بسزایى است. نام این دسته از بیمارى ها نمایانگر مسئولیت مشترک و خطیرى است که بر عهده پزشکان و دامپزشکان متعهد در زمینه پیشگیرى، تشخیص و درمان این قبیل بیمارى ها است. تاکنون بیش از ۴۰۰ نوع بیمارى مشترک شناسایى شده است. اهمیت این بیمارى ها تا اندازه اى است که به عنوان مشکل مهمى براى انسان تلقى مى شوند. چون این بیمارى ها علاوه بر وارد آوردن خسارات سنگین اقتصادى به جهت از بین رفتن دام هاى بیمار، سلامتى اش را نیز تهدید مى کنند. اهمیت بیمارى هاى مشترک در طب انسانى زمانى مشخص مى شود که بدانیم بیش از یک سوم از ۵۰۰ بیمارى عفونى انسان از دسته بیمارى هاى مشترک است. بنابراین مطالعات و بررسى ها جهت شناسایى، کنترل و پیشگیرى از اینگونه بیمارى ها در دام ها در کاستن موارد زیادى از بیمارى هاى عفونى انسان و اعتلاى سطح بهداشت جوامع بشرى بسیار موثر بوده و این خود اهمیت دامپزشکى را بیش از پیش نشان مى دهد.
سیر انتقال بیمارى هاى مشترک برخلاف آنچه بیشتر مردم مى پندارند، تنها از حیوان به انسان نیست. بلکه سایر بیمارى هایى را که از انسان به مهره داران پستاندار پست تر منتقل مى شود را نیز شامل مى شود. مثلاً سل، مخملک و سرخک از جمله بیمارى هایى هستند که در صورت ابتلاى انسان به آنها مى توانند حیوانات محیط زندگى فرد را نیز بیمار سازند.
ویرشو دانشمندى است که براى اولین بار بیمارى هاى مشترک انسان و دام را توضیح داد و اصطلاح Zoonosis (زئونوز) را براى آنها برگزید. طبق تعریفى که این دانشمند از زئونوزها در کتاب مشهور خود به نام Handbook of Communicable Dieeases آورده بود، بیمارى هاى مشترک را تنها به موارد قابل انتقال از حیوان به انسان مى دانست ولى بعد از مدتى با مشاهده مواردى از ابتلاى یک سگ خانگى به سل که آن را از صاحب مسلول خود گرفته بود، تعریف ویرچو مورد سئوال قرار گرفت. لذا در تعریف جدیدترى که توسط کمیته اى متشکل از کارشناسان دو سازمان بزرگ جهانى WHO و FAO در سال ۱۹۹۶ ارائه شد، توضیح ویرشو اصلاح شد. از آن تاریخ وسعت بیمارى هاى مشترک به اندازه اى شد که تمام موارد قابل انتقال از حیوان به انسان و بالعکس را دربرگرفت.
عوامل بیمارى هاى مشترک که توانایى انتشار و بیمارى زایى وسیع در بسیارى از گونه هاى جانورى و انسان را دارند، معمولاً ویروس ها و باکترى ها هستند که حیات محدود به یک گونه خاص ندارند و همین گستردگى در انتخاب طیف وسیع میزبانى مبارزه با آنها را دشوار کرده است. این عوامل از راه هاى مختلفى بین میزبانان خود رد و بدل مى شوند. عده اى نظیر ویروس هارى و باکترى سل از طریق تماس مستقیم، عواملى مثل باکترى تب مالت و عده بسیارى از انگل هاى مشترک که به ترتیب در شیر و گوشت هستند، از راه خوراکى منتقل مى شوند. راه سومى نیز براى انتقال عوامل مشترک وجود دارد که به واقع مهمترین راه از جهت دشوارى در پیشگیرى محسوب مى شود. این راه انتقال چیزى نیست جز انتقال متازئونوزى.
متازئونوزها آن دسته از بیمارى هاى مشترک هستند که اجرام تک یاخته اى و یا ویروسى بیمارى زا براى انسان در حیواناتى هر چند به ظاهر سالم به عنوان مخزن حضور دارند. جانوران مخزن به دلیل نداشتن علائم بیمارى اغلب از دید کارشناسانه مسئولان بهداشتى مخفى مى مانند. به علاوه ممکن است حیوانات مخزن، حیواناتى غیراهلى باشند که در نزدیکى هاى محل سکونت انسان زندگى مى کنند و کمتر قابل کنترل بهداشتى از حیث داشتن عوامل بیمارى زاى مشترک باشند. در هر حال حشرات خونخوار نظیر پشه ها و برخى مگس ها و دیگر بندپایان مثل کنه ها با تغذیه از خون حیوانات مخزن به جرم بیمارى زا آلوده مى شوند. اکثر انگل هاى تک یاخته اى و نیز عده اى از ویروس ها که از آنها به نام آربوویروس یاد مى کنیم، ضمن تکثیر و تکامل در بدن بندپاى خونخوار خصوصیات بیمارى زایى بیشترى پیدا مى کنند. از این پس اگر انسان مورد گزش این قبیل بندپایان قرار گیرد، بیمار شدنش قطعى خواهد بود.موارد بسیارى از بیمارى هاى مشترک وجود دارند که سلامت انسان را تهدید مى کنند. از این میان بعضى شایع ترند و در ایران از اهمیت بیشترى برخوردارند که در ادامه به چند نمونه از آنها اشاره مى شود.
سالک یا لیشمانیوز یکى از ده ها بیمارى متازئونوزى است. عامل این بیمارى تک یاخته اى از جنس لیشمانیا (Leishmania) است که گونه هاى مختلف آن سبب ایجاد فرم هاى مختلفى از این بیمارى مى شود. مخازن حیوانى شناخته شده براى شکل جلدى این بیمارى در مناطق شهرى، سگ هاى ولگرد و در مناطق روستایى، جونده اى به نام Rhombinus pinus است. جوندگان مبتلا معمولاً بدون علامت هستند اما در سگ ها ممکن است زخم هاى پوستى مشاهده شود. حشره ناقل این جرم بیمارى زا به انسان، پشه هاى خاکى (Phlobotomus) هستند. این بیمارى در انسان به سه فرم جلدى، احشایى و جلدى _ مخاطى دیده مى شود.فرم هاى جلدى به صورت زخم هاى تاولى در محل گزش پشه است. از زمانى که پشه آلوده فرد را مى گزد تا زمان پیدایش اولین علامت یعنى ظهور تاول ها، بین دو تا شش هفته طول مى کشد. این تاول هاى متورم که بعد از مدتى به صورت زخم هاى چرکین درمى آیند، به تدریج التیام یافته ولى جاى آنها براى همیشه فرو رفته باقى مى ماند.فرم احشایى بیمارى که به ویژه در شمال غرب ایران داراى اهمیت است، کالاآزار نامیده مى شود. مخزن این فرم از بیمارى گوشتخواران وحشى مانند گرگ، روباه و شغال است. بیمارى در کودکان ۴ ماهه تا ۱۲ ساله بیشتر اتفاق مى افتد و تقریباً تمام اعضاى شکمى از قبیل کبد، کلیه ها، طحال و دستگاه گوارش را درگیر مى کند و در صورت عدم مراقبت پزشکى لازم حتى مى تواند منجر به مرگ بیمار شود. در کنترل بیمارى سالک علاوه بر جمع آورى سگ هاى ولگرد در مناطق شهرى و مبارزه با جوندگان، رعایت مسائل بهداشتى به هنگام ساخت و سازهاى شهرى و جلوگیرى از انباشته شدن مصالح ساختمانى و زباله هاى منازل در خیابان ها اهمیت زیادى دارد. چرا که تکثیر پشه هاى خاکى عمدتاً در محل هاى آلوده و مناطق خاکروبه اى صورت مى گیرد.
عده اى از عوامل بیمارى زاى مشترک نیز از طریق شیر و گوشت مصرفى، تهدیدکننده سلامت ما هستند. باکترى بروسلا عامل بیمارى تب مالت، از این دسته است. دام آلوده به میکروب بروسلا تنها در اولین برخورد با میکروب دچار سقط جنین مى شود ولى در سایر مراحل زندگى بدون علامت بالینى و در عین حال آلوده باقى مى ماند و میکروب را متناوباً اما اغلب براى مدت هاى طولانى همراه شیر دفع مى کند. براساس یک استاندارد جهانى میزان وقوع تب مالت در انسان را بسته به وقوع بروسلوز در جمعیت دامى مى دانند و این مسئله اهمیت زئونوتیک بودن بیمارى در انسان را آشکار مى سازد. تقریباً در همه جاى ایران مواردى از بیمارى در انسان و دام مشاهده شده است. همانطور که ذکر شد بیمارى معمولاً در حیوانات بدون علائم بالینى است و این در حالى است که در انسان، تب، عرق شدید، ضعف و کاهش وزن و به طور کلى ناخوشى عمومى مشهود است. مواردى از بیمارى از راه تماس مستقیم با دام آلوده و یا حتى تنفس در هواى حاوى جرم بروسلانیز ایجاد شده است.کرم هاى انگلى دومیزبانه نیز یکى از عوامل ایجاد بیمارى هاى مشترک محسوب مى شوند. چرا که نیازمند دو میزبان هستند: دام و انسان. براى مثال تنیا ساجیناتا (Teania Saginata) یا همان کرم کدو، شایع ترین کرم روده انسان، از راه مصرف گوشت گاو آلوده به نوزاد کرم منتقل مى شود و به همین دلیل آن را Beef tapeworm مى نامند. تنیاها از دسته کرم هاى نوارى و بندبند هستند که محل استقرار و زندگى آنها به طور معمول روده باریک است. بندهاى حاوى تخم آنها از راه مدفوع دفع شده و محیط را آلوده مى سازد. ورود تخم هاى تنیا به جیره دام ها از هر طریق، سبب آلودگى آنها به این انگل مى شود و نوزاد کرم به صورت کیست کوچک شفافى در عضلات گاو شکل مى گیرد. این نوزاد در این حالت مى تواند تا یک سال زنده و فعال بماند. تغذیه انسان از گوشت هاى حاوى کیست سبب تشکیل کرم بالغ در روده باریک مى شود.
یکى دیگر از بیمارى هاى مشترک انسان و دام، بیمارى هارى است. این بیمارى که از راه تماس مستقیم و یا مورد گزش قرار گرفتن توسط حیوان هار به انسان منتقل مى شود، از جمله بیمارى هایى است که انتشار جهانى دارد. ویروس هارى به طور طبیعى در اکثر پستانداران وحشى وجود دارد و در اکثر مواقع حیوانات اهلى به دلیل گزیده شدن توسط جانوران وحشى هار به این ویروس آلوده مى شوند و همین دام هاى اهلى مبتلا مى توانند انسان را نیز بیمار کنند. بیمارى در گوشتخواران اهلى مثل سگ و گربه اغلب به فرم خشن و در علفخواران غالباً به شکل آرام بروز مى کند. بدین معنى که در دسته اخیر کمتر رفتارهاى تهاجمى در حیوان بیمار دیده مى شود. ویروس هارى که بافت عصبى میزبان خود را تحت تاثیر قرار مى دهد، سبب ایجاد حالاتى از عصبانیت، هیجان زدگى و یا فلجى مى شود. این بیمارى در انسان به علت فلجى حلق و اختلال سیستم عصبى _ عضلانى همانند بیمارى در سایر حیوانات، حاد و کشنده است. خوشبختانه امروزه با وجود انواع مختلفى از واکسن هاى زنده و کشته بر علیه این بیمارى، خطر آن براى انسان بسیار کمتر شده است. لیکن آموزش عمومى نقش مهمى در برنامه کنترل این بیمارى دارد. حیوانات اهلى خانگى باید همه ساله واکسینه شوند، سگ هاى ولگرد جمع آورى شوند، افرادى که بیش از دیگران در معرض خطر هارى هستند، نظیر مشاغلى که با حیوانات سروکار دارند در برابر بیمارى واکسینه شوند. روش جدید کنترل بیمارى، استفاده از واکسن هاى زنده خوراکى در طعمه هایى است که در جنگل رها مى شود و با این کار مى توان به طور غیرمستقیم گوشتخواران وحشى را که در بقاى ویروس در طبیعت نقش دارند، ایمن کرد. این روش اخیراً در چند کشور اروپایى و آمریکا انجام شده و نتایج مثبتى را در پى داشته است.در زمینه کنترل بیمارى هاى میکروبى و انگلى که از راه مصرف محصولات دامى آلوده اتفاق مى افتد نیز پیشرفت هاى خوبى صورت گرفته است. براى پیشگیرى از تب مالت در جوامع انسانى، کنترل بروسلوز در جمعیت دامى اجتناب ناپذیر است. دام هاى شیروار باید همه ساله از نظر بروسلوز تست شوند و موارد مثبت از گله حذف شود. براى سالم سازى گوشت و کنترل سلامت آن از نظر عوامل بیمارى زاى مشترک انسان و دام راه هاى مختلفى از قبیل شست وشو دادن کامل لاشه، اشعه دادن و رعایت زنجیره سد وجود دارد که راه آخر براى از بین بردن انگل هاى کیستیک داخل گوشت بسیار موثر است و به طور روتین هم انجام مى شود.
در نهایت باید گفت سلامت انسان، همواره یکى از دغدغه هاى بشرى بوده و هست. انسان سالم نقش اساسى و پایه اى در سلامت جامعه بشرى دارد امرى که پایه گذار تمام پیشرفت ها و تمدن هاى بشرى بوده است.


برچسب‌ها: به مناسبت روز دامپزشکی
[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 0:31 ] [ صهیب شقاقی ]
مشکلات ناشی از ناآشنایی مردم با وظایف دامپزشکی

ایران صدا: رئیس اداره مبارزه با بیماری‌های طیور اداره کل دامپزشکی استان مرکزی گفت: نشناختن اهمیت و وظایف دامپزشکی توسط مردم و ارگان‌های مختلف از مهم‌ترین مشکلات حوزه دامپزشکی است.

کارشناس/مهمان: دکتر طاهريان معاونت بهداشت و پيشگيري سازمان دامپزشکي کشور,  

روزبه شباک "رئیس اداره مبارزه با بیماری‌های طیور اداره کل دامپزشکی استان مرکزی" اظهار داشت: متاسفانه اکثر مردم فکر می‌کنند که فعالیت دامپزشکی تنها مربوط به درمان و واکسیناسیون دام‌ها است، در حالی که فعالیت‌های دامپزشکی حجم گسترده‌ای از وظایف در حیطه‌های مختلف را شامل می‌شود.
وی با بیان اینکه بخش مهمی از وظایف حرفه دامپزشکی مربوط به تامین سلامت عمومی جامعه است، تصریح کرد: به غیر از مبارزه با بیماری‌های مشترک که درصد قابل توجهی از فعالیت‌های دامپزشکی را به خود اختصاص می‌دهد، تامین سلامت مواد غذایی نیز که نقش موثری در سلامت و اقتصاد جامعه ایفا می‌کند، بر عهده این سازمان است.
دکتر طاهریان، معاونت بهداشت و پیشگیری سازمان دامپزشکی کشور به تشریح این موضوع می پردازند.

[ سه شنبه یازدهم مهر 1391 ] [ 14:24 ] [ صهیب شقاقی ]

 

مکانیسم عمل آنزیم ها :

 آنزیمها پروتئینهای هستند که توسط سلولهای موجودات زنده یرای انجام عمل ویژۀ کاتالیزواکنشهای شیمیایی، اختصاص یافته اند. آنزیمها سرعتی راکه درآن،واکنشهابه حالت تعادل نزدیک می شوند، افزایش می دهند. سرعت واکنش به این صورت تعریف شده است تغییرمقدارمواد اولیه  یا محصولات عمل (برحسب مول یاگرم ) درواحد زمان، آنزیم با عمل کردن بعنوان یک کاتالیز باعث افزایش سرعت واکنش می شود. کاتالیزورها بطوراعم و آنزیمها بطور اخصّ دارای دو ویژگی مهّم هستند که نباید فراموش شود. اوّلین ویژگی این است که آنزیم  با وجود وارد شدن درواکنش شیمیایی، تغییرنمی کند. ویژگی دوّم  اینکه: آنزیم، ثابت  تعادل واکنش را تغییر نمی دهد و فقط باعث افزایش سرعتی می شود که در آن واکنش به حالت  تعادل نزدیک می گردد. بنابراین، یک  کاتالیزور باعث  افزایش سرعت واکنش می شود ولی خواص ترمو دینامیکی  سیستمی را که با آن  در واکنش متقابل است، تعییرنمی دهد.

آنزیم ها کاتالیزورهایی کارا وبسیاراختصاصی هستند:

آنزیمهایی که تبدیل یک یاچندترکیب (سوبستراها) را به یک یا چندترکیب (محصول ها) کاتالیز می کنند باعث  افزایش حداقل 10 برابرسرعت نسبت  به واکنش بدون کاتالیز می شوند. مثل تمام کاتالیزورها، آنزیم ها نه مصرف می شوند ونه در اثر شرکت دریک  واکنش دچار تغییردائمی می شوند .آنزیم ها علاوه بر کارایی بالا، کاتالیزورهایی بسیار انتخابی هستند برخلاف کاتالیزورهای مورد استفاده درشیمی،آنزیم ها هم برای نوع  واکنش کاتالیز شده وهم  برای یک سوبسترای خاص یا یک مجموعۀ کوچک از سوبسترا هایی که ارتباط نزدیک دارند،اختصاصی هستند ومعمولافقط واکنش مربوط به ایزومرهای فضایی خاص مربوط به یک ترکیب معین را کاتالیز می کنند.

 آنزیم ها براساس نوع واکنش به 6 دسته طبقه بندی می شوند:

۱- اکسیدوردوکتازها: اکسیداسیون واحیاءرا کاتالیز می کنند.

2- ترانسفرازها: انتقال گروه هایی مثل متیل،گلیکوزیل یا گروهای فسفریل را کاتالیزمی کنند.

3- هیدرولاز ها: شکست هیدرولیتیک پیوند هایC-CوC-OوC-Nوسایر پیوند ها را کاتالیز می کنند.

4- لیازها:شکست هیدرولیتیک پیوندهای C-CوC-OوC-N سایرپیوند ها را باحذف اتم وباقی گذاشتن پیوندهای دوگانه کاتالیزمی کند.

5- ایزومرازها: تغییرات هندسی یا ساختمان درون یک مولکول راکاتالیز می کنند.

6- لیگازها: اتصال دومولکول رابه همدیگرتوأم باهیدرولیزATP کاتالیزمی کند.

مکانیزم آنزیمها:

آنزیم ها نمی توانند موجب تغییرتعادل در یک واکنش بیوشیمیائی شوند زیرا موجب  افزایش سرعت رفت و برگشت به مقادیر یکسانی می شوند بنابراین آنزیم ها فقط باعث تسریع  در برقراری تعادل می شوند بعنوان مثال چنانچه درغیاب آنزیم چندین  ساعت وقت لازم است تایک واکنش به حالت تعادل برسد، درحضور آنزیم  مناسب، تعادل درطی یک ثانیه برقرار می شود زیرا آنزیم  بعلت  ساختمان فضائی خاص خودمی تواند با سوبسترا ترکیب شده و کمپلکس آنزیم- سوبسترا را بوجود آورد بنابراین غلظت سوبسترا در  مناطقی از سیستم افزایش  فوق العاده زیادی پیدا می کند، در نتیجه برخورد مولکولهای واکنش کننده با یکدیگر زیاد می شود علاوه براین آنزیم  به تنهائی و یا به کمک کوفاکتورقادراست درساختمان مولکولی سوبسترا تغییراتی ایجاد کرده و آن را به فرم فعال و انتقالی تبدیل نماید بطوری که قادر باشد ازسد انرژی عبورکرده وبه حالت انتقال برسد، بدون اینکه نیازی به حرارت زیاد و یامحیط های اسیدی قوی وجود داشته باشد بنابراین آنزیم ها با ایجاد کمپلکس هائی با سوبسترا، موجب کاهش انرژی آزاد اکیتواسیون و پایدارشدن وضعیت انتقال ودر نتیجه افزایش غلظت سوبسترا دروضعیت انتقالی وتسریع واکنش می شوند.

نظریه هایی که درمورد نحوی عمل آنزیم بیان شده است:

1-      نظریه قفل وکلید: این مدل توسط امیل فیشر پیشنهاد نشده است و براساس آن جایگاه کاتالیز آنزیم وسوبسترا دارای ساختمان مکمل یکدیگر می باشند طوریکه هرآنزیم فقط به سوبسترای خاص خود متصل می شود، مثل قفل وکلید یکی از نواقص این مدل، شکل بدون تغییر جایگاه کاتالیزآن است.

مدل قالب القاء شده برای جایگاه کاتالیز:

این مدل توسط کوشلند(kosh  land  )ارائه شده است. یکی ازخصوصیات بارز آن قابلیت انعطاف جایگاه کاتالیزمی باشد به این ترتیب که سوبستراسبب القاء یک تغییرشکل مولکولی درساختمان پروتئینی آنزیم می گردد و با این عمل، آنزیم اسیدهای آمینه وگروههای دیگررا درجهت مناسبی قرار می دهد تا اتصال و یا کاتالیز(یا هردو) به بهترین شکل انجام شود.

 عوامل موثربر سرعت واکنش های آنزیمی:  

۱-دما :درموجودات مختلف دمای که آنزیم در بیشترین فعالیت و بالاترین سرعت دارد(دمای بهینه) متفاوت است .

2-PH : PH باتغییر شرایط یونیزاسیون محلول یاتغییر غلظت یونی محلول، سرعت محلول را کاهش می دهد.

3-غلظت آنزیم : هرچه غلظت آنزیم بیشتر باشد، سرعت واکنشهای آنزیمی  بیشتر است.

4- غلظت سوبسترا:هرچه قدرغلظت سوبسترا افزایش یابد سرعت واکنشهای آنزیمی نیز افزایش می یابداما این مقدارمحدود است زیرا تعداد آنزیم ها محدود است.

۵-غلظت کوفاکتورهاوکوآنزیم ها : بعضی ازآنزیم ها برای انجام عمل خود نیاز به کوفاکتور یا کوآنزیم دارند. 

6-غلظت یون ها ونمک ها:

مها رکننده ها:

بعضی از ترکیبات قادرند که با عوامل شیمیائی موجود درجایگاه فعال آنزیم یا با کوآنزیم و یا با یونهای فعال کننده آنزیم ترکیب شده وسدی درمقابل فعالیت کاتالیزوری آنزیم  ایجاد کنند مهارکننده هارابراساس نحوه اثر آنها به دو دسته تقسیم می کنند:

الف)مهارکننده های برگشت پذیرکه خود به دودسته می شوند: 1-مهارکننده های رقابتی 2-مهارکننده های غیررقابتی.

ب)مهارکننده های برگشت ناپذیر

 

[ سه شنبه یازدهم مهر 1391 ] [ 14:21 ] [ صهیب شقاقی ]
سلام خدمت هم کلاسی های عزیز زمان انتخاب واحد ورودی ۹۰

۱۸ شهریور ماه ۹۱ اعلام گردید.با تشکر.شقاقی

شماره تماس دانشکده:

ردیف نام و نام خانوادگی سمت شماره تماس داخلی حوزه
1   تلفن خانه دامپزشكي 6372274   دامپزشکی
2   تلفن خانه 6373339   دامپزشکی
3   تلفن خانه 6373944   دامپزشکی
           
[ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 ] [ 12:34 ] [ صهیب شقاقی ]
۰-فایل پاورپوینت “ روش ارائه گزارش پروژه ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

۰۰-فایل پاورپوینت “ معیارهای یک سخنرانی خوب ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

 

۰۰۰-فایل پاورپوینت “ چگونگی ارزشیابی کیفیت   گروههای آموزشی در دانشگاه تهران ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

۱-نکاتی در استفاده از ضدعفونی کننده ها جهت دانلود فایل پاورپوینت “ نکاتی در استفاده از ضدعفونی کننده ها ” بر روی لینک زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

۲-فایل پاورپوینت “ تب خونریزی دهنده کریمه کنگو ( CCHF )”جهت دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

 

۳-فایل پاورپوینت “ تب خونریزی دهنده کریمه کنگو ۲ ( CCHF )”جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

 

۴-حیوانات ترا ریخته

جهت دانلود فایل پاورپوینت “حیوانات ترا ریخته” بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

 

منبع:

بانک پاور پوینت ایران http://www.pptfa.com


برچسب‌ها: پاور پوینت
[ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 18:42 ] [ صهیب شقاقی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با سلام...این وبلاگ توسط دانشجویان دکتری حرفه ای دامپزشکی تبریز ورودی بهمن 90 جهت اطلاع رسانی و آموزش طراحی و آپدیت شده است...با نظرات خود ما را در پیشبرد هدفمان راهنمایی کنید...
با آرزوی موفقیت و درخشش دانشجویان دامپزشکی

با تشکر صهیب شقاقی
امکانات وب
  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ